«سلام.

برادر، سردار، هموطن، جناب محسن رضایی!

قطعا من به اندازه ی شما از سیاست نمی‌دانم و قطعا استراتژی جنگ تخصص شماست، و سهم ما دهه‌ی شصتی‌ها تنها بمباران‌ خانه هایمان بود و چشمهای نگران و انتظار اینکه شما چه تصمیمی می‌گیرید…چند روز است به حرف شما فکر می‌کنم، امروز هم بخشی از گفتگویتان را دیدم فقط می‌خواهم از شما خواهشی بکنم.

لطفا دیگر از این جزئیات،از این حقایق و فریب‌ها، از این استراتژی‌ها به ما نگویید، برای ما این روزها تنها همین باورهایمان باقی مانده. لطفا به ما رحم کنید. به مادرها و همسران این عزیزان، این غواصان، این شهیدان رحم کنید، به کشورمان رحم کنید. لطفا.لطفا.لطفا»