سریال friends یا «فرندز» یا «دوستان» با گذشت سال ها حالا تبدیل شده است به یک«کالت»؛ یعنی مرجع، یعنی اثری که هیچ وقت کهنه نمی شود و نسل ها می‌توانند با آن عیش کنند. هر خوره سریال حتما گذرش به این سریال افتاده است و خیلی کم پیش می آید راهش را بکشد و از کنارش سرسری عبور کند. داستان شش جوانی که با هم دوست هستند و در بدترین و بهترین شرایط کنار هم زندگی می کنند و در خانه شان به روی هم باز است و با هم سال ها خاطرات مشترک دارند می تواند هر آدمی را معتاد خودش کند. تو بعد از دیدن چند قسمت از سریال «فرندز» خودت را هفتمین دوست آنها احساس می کنی که از دستشان عصبانی می شوی، با آنها می خندی و در آخر با آنها بزرگ می شوی.

در پرونده سریال های «هفت نیوز» اینبار سراغ این شاهکار رفته ایم تا بلکه از دلتنگی مان برای آنها کمتر شد. برای جویی، راشل، راس، چندلر، مونیکا و فیبی.

برای خواندن مطالب دیگر درباره این سریال به بخش «پرونده» مراجعه نموده و یا اینجا کلیک کنید.

نیم نگاهی به سریال «فرندز»

ژانر :

کمدی موقعیت

سازندگان :

دیوید کرین، مارتا کافمن

بازیگران :

جنیفر آنیستون، کورتنی کاکس، لیسا کودرو، مت له بلانک، متیو پری، دیوید شویمر

موسیقی متن :

مایکل اسکلوف، الی ویلیس

آهنگ شروع :

«پیشت خواهم ماند» با اجرای رمبرنتز

کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا

 

تعداد فصل‌ها : ۱۰

تعداد قسمت‌ها : ۲۳۶

 

مدت : حدود ۲۲ دقیقه

پخش کننده: ان‌بی‌سی

زمان پخش : ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۴ – ۶ مهٔ ۲۰۰۴

امتیاز :

۹.۲/۱۰TV.com     ۸.۹/۱۰IMDb

خلاصه :

ریچل گرین از عروسی‌اش فرار می‌کند و به دنبال دوست دوران کودکی‌اش، مانیکا گلر، سرآشپزی که در نیویورک زندگی می‌کند، می‌رود. آن‌ها هم‌اتاقی یکدیگر می‌شوند و ریچل به گروه دوستان مانیکا می‌پیوندد که همگی در دههٔ سوم زندگی‌شان هستند: جویی تریبیانی بازیگر، چندلر بینگ که شغلش کسب و کار است، فیبی بوفی که موسیقیدان و ماساژور است و راس گلر برادر بزرگ‌تر مانیکا که دیرینه‌شناسی است که به تازگی طلاق گرفته است. برای تأمین مخارج زندگی‌اش، ریچل به عنوان پیش‌خدمت شروع به کار کردن در سنترال پرک می‌کند، کافه‌ای در منهتن که این شش نفر معمولاً در آن جا وقت می‌گذرانند و اگر در آنجا نباشند، معمولاً این گروه در آپارتمان مانیکا و ریچل در وست ویلج یا آپارتمان چندلر و جویی که روبه‌روی آپارتمان همان‌هاست وقت می‌گذرانند.

 

داستان قسمت‌های مختلف سریال، حول ماجراجویی‌های رمانتیک و کمدی و مشکلات شغلی شخصیت‌ها می‌چرخد؛ به طور مثال جویی برای گرفتن نقش‌های مختلف تست می‌دهد و ریچل به دنبال کاری در صنعت مد است. هر شش شخصیت، وارد روابط عاشقانهٔ جدی می‌شوند. به طور مثال مانیکا با ریچارد برک و راس با امیلی والتهام وارد رابطه می‌شوند. روابط متناوب راس و ریچل، خط داستانی معمول و تکراری سریال است. در طول ده فصل بارها به هم برمی‌گردند و به هم می‌زنند، راس وارد رابطه با امیلی می‌شود. راس و ریچل با هم بچه‌دار می‌شوند. چندلر هم وارد رابطه با مانیکا می‌شود و با او ازدواج می‌کند و فیبی هم با مایک هنیگان ازدواج می‌کند. شخصیت‌های دیگری که بعد از این شش نفر بیشترین حضور در سریال را دارند عبارتند از پدر و مادر راس و مانیکا که در لانگ آیلند زندگی می‌کنند. همسر سابق راس و پسرش بن؛ گانتر، متصدی کافهٔ سنترال پرک؛ جنیس، دوست‌دختر سابق چندلر و اورسلا، خواهر دوقلوی فیبی.

شخصیت‌ها :

این سریال شامل شش شخصیت اصلی است:

جنیفر آنیستون در نقش راشل گرین، علاقه‌مند به مُد و بهترین دوست مانیکا از زمان بچگی. راشل بعد از این که در روز عروسی‌اش با بری فاربر تصمیم گرفت ازدواج نکند زیر عاشق او نبود، هم‌اتاقی مانیکا شد. راشل و راس گلر در طول سریال چندین بار با هم رابطه برقرار می‌کنند و سپس به هم می‌زنند. راشل با مردان دیگری هم رابطه برقرار می‌کند از جمله پائولو، همسایهٔ ایتالیایی‌شان در فصل یک، جاشوآ برگین، مشتری‌اش در فصل چهار، تگ، دستیارش در فصل هفت و جویی تریبیانی در فصل دهم. اولین شغل ریچل پیشخدمتی در سنترال پرک است، اما بعد در فصل سوم به عنوان دستیار فروشنده در بلومینگدیلز و در فصل پنجم به عنوان فروشنده در رالف لورن استخدام می‌شود. اما، دختر راشل و راس در پایان فصل هشتم و در قسمت «راشل بچه‌دار می‌شود، قسمت دوم» به دنیا می‌آید. در آخرین قسمت مجموعه، راس و راشل به علاقه‌مندی‌شان به یکدیگر معترف می‌شوند و راشل از فرصت کاری پیش آمده برایش در پاریس می‌گذرد تا با راس باشد.

کورتنی کاکس در نقش مانیکا گلر، سرآشپزی که مانند مادر گروه رفتار می‌کند و شخصیتش به کمال‌طلبی، رئیس‌بازی، رقابت و اختلال وسواس فکری عملی مشهور است. مانیکا در بچگی چاق بوده و به همین خاطر معمولاً بقیه با او شوخی می‌کنند، خصوصاً برادرش راس. در طول سریال، مانیکا به عنوان سرآشپز در چندین رستوران کار می‌کند. اولین رابطهٔ جدی مانیکا با ریچارد برک بود که ۲۱ سال از خودش بزرگ‌تر است. رابطه‌شان محکم جلو می‌رود تا جایی که ریچارد به مانیکا می‌گوید نمی‌خواهد از او بچه داشته باشد. چندلر و مانیکا بعد از گذراندن یک شب با یکدیگر در لندن در پایان فصل چهارم، رابطه‌ای را آغاز می‌کنند که سرانجام در پایان فصل هفتم به ازدواج ختم می‌شود و در آخرین قسمت سریال هم یک جفت دوقلو را به فرزندی می‌پذیرند.

لیسا کودرو در نقش فیبی بوفی، ماساژوری عجیب و غریب که موسیقی را هم به صورت خودآموز یادگرفته است. فیبی با مادرش در نیویورک زندگی می‌کرده تا این که مادرش خودکشی می‌کند و فیبی بی‌خانمان می‌شود. او خودش ترانه می‌نویسد و با گیتار اجرا می‌کند. همچنین او یک خواهر دوقلوی شرور به نام اورسلا دارد، که مانند فیبی عجیب و غریب است اما بر خلاف او خودخواه و مغرور است. رفتار فیبی معصومانه و کودکانه است. او همچنین از خودکشی مادرش و کودکی سختش برای به دست آوردن هم‌دردی دیگران سوءاستفاده می‌کند. فیبی سه رابطه جدی در سریال دارد: گری (پلیس) در فصل پنج، مایک هنیگان در فصل نه و ده و دیوید در فصل ۱. بعد از این که دیوید برای انجام کار تحقیقاتی به مینسک می‌رود رابطه‌شان به پایان می‌رسد. البته او در مواقع مختلف به نیویورک برمی‌گردد و دوباره پیش هم برمی‌گردند. تا این که در فصل نه هم مایک و هم دیوید از او خواستگاری می‌کنند و فیبی درخواست دیوید را رد می‌کند و در فصل ده با مایک ازدواج می‌کند.

مت له بلانک در نقش جویی تریبیانی، هنرپیشه‌ای که عاشق غذاست و به خاطر بازی در نقش دکتر دریک راموری در سریال آبکی روزهای زندگی ما مشهور می‌شود. جویی بسیار ساده‌لوح و البته دخترباز است. با وجود دختربازی‌اش، جویی شخصیتی معصوم و خوش نیت دارد. جویی از تکه کلامش «حالت چطوره؟» به انگلیسی: How you doin’?) برای اغوای زنان استفاده می‌کند. چندلر بهترین دوست جویی است و در چند فصل ابتدایی هم‌اتاقی هستند. همچنین مدت زمان کوتاهی ریچل هم‌اتاقی او می‌شود و جویی در فصل هشتم عاشق ریچل می‌شود، اما ریچل به می‌گوید که او چنین حسی نسبت به او ندارد. در نهایت در فصل ده مدت کوتاهی با هم دوست می‌شوند ولی مدتی طول نمی‌کشد که متوجه می‌شوند نمی‌توانند برای هم بیشتر از یک دوست باشند.

متیو پری در نقش چندلر بینگ، تحلیلگر ارشد آمار در شرکتی چندملیتی و بزرگ. چندلر در فصل نه از شغلش استعفا می‌دهد و به عنوان کارآموز در یک شرکت تبلیغاتی مشغول به کار می‌شود. چندلر خانواده‌ای عجیب و غریب داشته: مادرش نویسندهٔ رمان‌های شهوانی و پدرش همجنسگرا و مبدل پوش است. چندلر به خاطر شوخ‌طبعی و طعنه‌هایش و عدم موفقیتش در رابطه‌های عاشقانه مشهور است. چندلر در فصل هفتم با مانیکا ازدواج می‌کند و در انتهای سریال دو فرزند دوقلو را به سرپرستی می‌گیرند. قبل از مانیکا، چندلر با جنیس رابطه داشت. متیو پری اعلام کرده که این شخصیت از جهات مختلف به شخصیت خودش نزدیک است از جمله شکستن سکوت با شوخی و مشکلاتش با زنان.

دیوید شویمر در نقش دکتر راس گلر، برادر بزرگ‌تر مانیکا و دیرینه‌شناسی که در موزه تاریخ طبیعی کار می‌کند و بعدها به عنوان استاد دیرینه‌شناسی در دانشگاه نیویورک سیتی به تدریس می‌پردازد. راس مردی خوش‌طینت و شوخ‌طبع است، هرچند در روابط اجتماعی ناشی است. راس در طول سریال چندین بار با ریچل رابطه برقرار می‌کند. او سه ازدواج ناموفق در طول سریال دارد: ریچل، امیلی و کارول. کارول مادر پسرش بن است که بعد از این که متوجه می‌شود همجنسگراست از راس جدا می‌شود. عدم موفقیتش در روابط بیشتر به خاطر حسودی و وهم است و طلاق‌هایش هم دست‌مایه طنز بقیه در طول مجموعه است. او و ریچل در آخرین قسمت فصل هشت صاحب فرزند می‌شوند و در آخرین قسمت مجموعه معترف می‌شوند که هنوز عاشق یکدیگرند.